کجاست؟ - تاریخ: 1405/7/9 ساعت: 12:30
رفته بودیم تجمعات؛یک گوشه میدان من ومانی هستیم مانی دوچرخه سواری میکنه و من ناظر تجمعاتم دوسه تا خانم پرچم میچرخونن دوتا دختر نوجوان هم برای حجاب امر به معروف میکنن من عاشق اون دوتا دختر شجاع نوجوانم دیشب بهم گفت پلاکارد نگه میداری،؟ گفتم روم نمیشه گفت خب یه لحظه نگه دار بند کفشم رو ببندم داد دستم ر...
ذلت - تاریخ: 1405/7/9 ساعت: 12:30
هدی آهنگ گذاشته بود گفتم من خوشم نمیاد گفت چرا بهش گفتم تو کتاب هواتو دارم اینو خوندم: می گفت: «من هم قبلاً آهنگ گوش می دادم؛ ولی بعد فهمیدم روح آدم تحت تأثیر قرار می گیره. به شعرهایی که می خونن دقت کن. ما ندیدیم یکی بیاد در مورد درخت بخونه. همه ش توی این مایه هاست که تو نباشی من می میرم. گوش دادن ب...
بخوان وبالا برو - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 0:46
بخوان وبالا برو یکی از خصوصیت های رضا استفاده از تمام لحظات عمر بود.وقتی در خط مقدم کاری نداشتیم مشغول خواندن قرآن بودهم باصوت زیبا میخواند هم به دقت به معانی آیات نگاه میکردیکبار پرسیدم رضا چرا اینقدر قران مبخوانی؟نگاه معنی داری کرد. گفت:روز قیامت ملائکه ندا میدهند بخوان وبالابروهرکه آنجا بیشتر روی...
آتش نشانی - تاریخ: 1403/5/8 ساعت: 13:11
عصری خواب بودم آیفون رو زدن رفتم جلو در دیدم آتمین و سعیده ن برای مانی ماشین آتش نشانی خریده بودن
آهنگساز مشترک - تاریخ: 1403/5/8 ساعت: 13:11
داره نوار زرد نشون میده دیدم خدایا موسیقیش چقدر شبیه دلدادگان بود سرچ کردم آهنگساز هردوشون یکی بود
مراقب - تاریخ: 1403/5/8 ساعت: 13:11
اگر رسالت خود را شکفتن قرار دهی خارها مزاحم تو نیستند،مراقب تو اند از اینستا
عمو حسین من - تاریخ: 1403/4/28 ساعت: 11:14
از جلو خونع عموحسین رد شدیم مانی گفت اینجا خونه عموحسینه
تفنگ - تاریخ: 1403/4/28 ساعت: 11:14
با مانی رفته بودیم مراسم شیر خوارگان حسینی تو مزارشهدای گمنام تعزیه داشتن،شمشیر و نیزه داشتن برگشتیم مانی به امین گفت آقاهه تفنگ داشت
ساره - تاریخ: 1403/4/28 ساعت: 11:14
یه پست سکشن مشکوک به امبولی تو پست بستری بودسی تی آنژیو شد ،روز اول گفتن فردا میخونیمفرداش گفتن پسفردابه مهدیه گفتم میشه بخونیش؟گفت عصر میخونم۱۱:۴۵ شب پیام داد نرمالهرفتم بالاسرمریض،خواب بودصداش کردم خانم فلانی جواب نداددوباره یواش گفتم جواب ندادبارسوم دیگه برگشتم برم از اتاقش بیرون، ولی گفتم سارهبی...
چوب کبریت - تاریخ: 1403/4/12 ساعت: 19:47
مانی روزی دهها بار پله ها رو بالا پایین میره مادرشوکت بعش میگه انقدر پله ها رو نرو بالا پایین،پاهای چوب کبریتت درد میگیره پسرم
صداشو - تاریخ: 1403/4/12 ساعت: 19:47
مانی از پایین داد میزد مامان شوکت جوابی نمیومد گفت مامان شوکت صدامو میشنوی؟
بهتر - تاریخ: 1403/4/12 ساعت: 19:47
رُبما یُساق إليك قدرٌ منَ اللّٰه...خیرٌ من کل أحلامكشايد تقديرى از سوى خداوند به سمت تو رانده شود،كه از همه ی آرزوهايت بهتر باشداز کانال رو حانی Adblock test (Why?)
آب خو ری - تاریخ: 1403/3/25 ساعت: 17:35
اومدیم آبخو ری خاله زهرا یه لیوان داشت روش نوشته بود لبوان آبخوری میکفت دیدین من الکی نمیگم عاشق آبخوری ام
سه نسل اونورتر - تاریخ: 1403/3/25 ساعت: 17:35
رفتیم جام مزار مادرننه اتفاقی مزارمادرشوهر مادرشوهرمادرشوهرم رو دیدم ملکی فرزند امام بخش ششم خرداد سال۲۰
سعادت - تاریخ: 1403/3/25 ساعت: 17:35
مامان ننه شب قدر ۲۳ م مرحوم شده بود بی بی فرزند سلیمان وقتی ننه دوسالش بود
دقت - تاریخ: 1403/3/9 ساعت: 16:03
انگشتر نقره تو دستم بود مانی گفت خاله حمیرا شدی
جوهر خودکار - تاریخ: 1403/3/9 ساعت: 16:03
تلوزیون یه شرکت دانش بنیان نشون داد که جوهر خودکار تونسته بود تولید کنهمیگفت برای اولین بار در خاورمیانه سو تاحالا۶کشور تولیدشو داشتنسالی دونیم میلیون دلار ارز خارج میشده بخاطرش Adblock test (Why?)
خدم وحشم - تاریخ: 1403/3/9 ساعت: 16:03
داشتم از درمانکاه میومذمرادیو داشت سخنرانی استاد الهی قمشه ای رو نشونن میدادمیگفت کارهای خیری که ما انجام میدیم مثل حوری و خدمه دور و برمونن بهمون خدمت میکنن Adblock test (Why?)
گردنبند - تاریخ: 1403/2/28 ساعت: 2:15
با مانی اومدیم بیمارستان براش گردنبند بیاریم مانی میکفت ببند گردنم،گردنم درد میکنه
صدآفرین - تاریخ: 1403/2/28 ساعت: 2:15
مانی جعبه های دارو رو گذاشته رو هم میگه ساحتمون ساختم گفتم آفرین گقت خودم تنهایی ساختم