من تا حالا اشکای مامانو انقد وسیع ندید ه بودم جز روز عاشورا:-(
بعد خدا رو شکر کردم که مامانم انقد دلش کوچیکه یعنی توش هیچی نیس واسه امتحان گریه میکنه.
مامانم وقتی گریه میکرد یاد وقتایی میفتادم که ما بچه بودیم اذیتش میکردیم ...خیلی دلگیرش شدم.
برچسب:
نویسنده: یلدا اسدی